موضوع: "اعتقادی"

داستان شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام )

 

فکر پلید

-در قبال کشتن او چه چیزی به من می رسد.

-ازدواج با یزید ،مبلغ هنگفتی پول ویک عمر خوشبختی .

لبخندی که حاکی از رضایت بود ،بر گوشه لب (جعده) جای گرفت ،گفت:باشد،قبول است .ظرف را به من بده واز اینجا دور شو ؛نباید کسی تو را ببیند.

-بگیر این ظرف،این هم مبلغی به عنوان پیش پرداخت .من رفتم؛باقی کارها با تو.زن ظرف وپول ها را گرفت ودر رابست.مدتی پشت در نشست وسپس آنهارا در جای امنی مخفی کرد ویک بار دیگر توطئه قتل شوهرش را در ذهنش مرور کرد.

فکر پولدار شدن وازدواج با پسر فرمانروای شام ،لحظه ای از خاطرش محو نمی شد.گوشه ای نشسته بود ودر رویای خود غرق بود.

دیگر چیزی به آمدن شوهرش نمانده بود.صدای قلب خودش را می شنید وآرام وقرار نداشت .مرد آنروز روزه مستحبی گرفته بود.گرمای هوای مدینه از یک سو ،تشنگی وگرسنگی نیز از سوی دیگر رمقی برایش نگذاشته بود. آرام آرام به طرف خانه اش حرکت می کرد.

روزهای آخر ماه صفر بود وپنجاه سال از هجرت رسول خدا (ص) به مدینه می گذشت .اکنون نه پیامبر گرامی اسلام (ص) در این دنیا بود ،نه پدرش علی (ع) ونه مادرش فاطمه (س) .تنها خاطرات مظلومیت ها وخون دل خوردن هایشان باقی بود.رنج هایی که در راه بالندگی وریشه دواندن اسلام متحمل شده بود؛فراموش نشدنی می نمود.

اندک اندک غروب می شد.خورشید در نبرد با سیاهی شب عقب نشینی می کردوجای خود را به سیاهی وظلمت شب می داد .به خانه رسید.وضو گرفتونمازش راخواند .در حال نماز از خوف خدا وقیامت وروز جزا می لرزید. می دانست در بابر چه آفریدگار بزرگی ایستاده وچه می گوید وسر تعظیم برآستان چه خالق بی همتایی می ساید.نماز را تمام کرد وبه همسرش گفت :افطار مرا بیاور!

جعده مراقب بود تا ظرف شیر نریزد وزحماتش به هدر نرود ؛ظرف شیری که داخلش کمی عسل ریخته بود ومقدار زیادی زهر ؛زهری بسیار کشنده که معاویه با قیمت گزافی از روم خریده بود وبا وعده های شیرین وآن همه سکه به امام حسن (ع) فرستاده بود.

جعده در حالی که از ته دل خوشحال بود ،شربت شیر را سر سفره گذاشت .امام مجتبی (ع) بسم الله گفت وکاسه شیر را به لب هایش نزدیک کرد.تشنه بود.چند جرعه نوشید، اما ناگهان کاسه شیر را از لب هایش جدا کرد. سوزش عجیبی درمعده اش احساس کرد وفهمید شربت مسموم بوده است.

خدا را شکر کرد که هجران پایان یافت وبه دیدار جدش رسول خدا(ص) وپدر ومادر بزرگوارش نائل خواهد شد.سپس نگاهی به جعده کرد وفرمود:خداوند تو را بکشد که باعث کشته شدن من شدی .به خدا قسم کسی بهتر از من نخواهی رفت وبه آرزوهایت نخواهی رسید.بدان که خدا تو وتحریک کننده ات را ذلیل وخوار خواهد کرد.

پس از دوروز امام حسن (ع) بر اثر سم کشنده شهید شدوبعد از چهل وهفت سال زندگی باآن همه تلاش ورنج به دیدار حق شتافت.

جعده نیز همانگونه که امام فرموده بود،تاآخر عمر ذلیل وخوار بود ومعاویه هم هیچ گاه به وعده های شیرینش عمل نکرد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

نهضت علمی امام محمد باقر علیه السلام

از جله فعالیتهای علمی امام محمد باقر علیه السلام مبارزه با اسرائیلیات بود

از جمله گروههایی که آن روزها در جامعه اسلامی حضور داشتند و تأثیر عمیقی در فرهنگ آن روزگار بر جا گذاشتند، یهودیان بودند. شماری از عالمان یهود که به ظاهر مسلمان شده و گروهی دیگر که هنوز به دین خود باقی مانده بودند در جامعه اسلامی پراکنده شده بودند و مرجعیت علمی قشری از ساده‌لوحان را به عهده داشتند.

مبارزه با یهود و القائات سوء آنها در فرهنگ اسلامی، و تکذیب احادیث دروغین و ساخته و پرداخته یهودیان در مورد انبیای الهی و مطالبی که باعث خدشه‌دار شدن چهره واقعی پیامبران خدا می‌شد، در برخورد امام به خوبی دیده می‌شود. در این جا به نمونه‌ای از آن اشاره می‌کنیم:

زراره بن اعین نقل می‌کند: در خدمت امام باقر(ع) نشسته بودم و امام در حالی که در مقابل کعبه نشسته بود فرمود: نگاه کردن به خانه خدا عبادت است. در همان حال شخصی که عاصم بن عمر نام داشت، نزد امام آمد و گفت: کعب الاحبار می‌گوید: انّ الکعبه تَسْجُدُ لبیت المقدس فی کلِّ غداة؛ کعبه هر صبحگاهان برابر بیت المقدس سجده می‌کند.

امام فرمود: نظر تو در مورد سخن کعب الاحبار چیست؟
آن مرد گفت: سخن کعب صحیح است.

امام باقر(ع) فرمود: کَذبتَ و کَذبَ کعب الأحبار معک. تو و کعب الاحبار هر دو دروغ می‌گویید. آن‌گاه در حالی که به شدّت ناراحت بود فرمود: خداوند بقعه‌ای محبوب‌تر از کعبه روی زمین نیافریده است.


مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۳۵۴.

اشتراک گذاری این مطلب!

​نحس بودن ماه صفر ، خرافه یا واقعیت؟


نحس بودن ماه صفر ، خرافه یا واقعیت؟

با فرا رسیدن ماه صفر، برخی افراد فکر می‌کنند که این ماه دارای نحسی است و هنگامی که وارد این ماه می‌شوند، هیچ کاری را آغاز نمی‌کنند تا مبادا فرجامی منحوس داشته باشد!

به راستی سعد و شومی ایام تأثیری در زندگی انسان دارد؟

برای پاسخ به این سؤال ابتدا تعریفی از دو واژه «سعد» و «نحس» ارایه می‌شود و سپس برای بررسی صحت یا سقم نحسی ایام مختلف به ویژه ماه صفر، به قرآن کریم رجوع می‌کنیم.

*معنای لغوی سعد و نحس

«سعد» به معنای فراهم شدن امور و مقدمات الهی برای رسیدن به خیر دنیوی و اخروی است(۱) و در مقابل آن، تفاوت و یا نحس قرار دارد. «نحس» در لغت به معنای سرخ شدن افق همچون مس گداخته است و در اصطلاح به هر چیز شوم نحس گفته می‌شود. (۲) فراهم نشدن مقدمات و امور کارها نیز نحس تلقی می‌شود.

*نحوست ایام در کدام آیات آمده است؟

در آیات قرآن تنها در ۲ مورد اشاره به «نحوست ایام» شده است:

۱- آنجا که می‌فرماید: «ما تندباد وحشتناک و سردی را «فِی یوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ» (در یک روز شوم مستمر) بر آن‌ها فرستادیم که مردم را همچون تنه‌های نخل ریشه‌کن شده از جا بر می‌کند». (۳)

۲- در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «فَأَرْسَلْنا عَلَیهِمْ رِیحاً صَرْصَراً فِی أَیامٍ نَحِساتٍ»(۴) مانند بادی سخت و سرد در روزها شومی بر آنها مسلّط ساختیم».

در نقطه مقابل، تعبیر «مبارک» نیز در بعضی از آیات قرآن دیده می‌شود، چنان که درباره شب قدر می‌فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَهٍ مُبارَکَهٍ» ما قرآن را در شبی پربرکت نازل کردیم». (۵)

به این ترتیب قرآن فقط اشاره سربسته‌ای به این مسئله دارد، پس می‌توان گفت تا اینجا اصل سعد و مبارک بودن بعضی ایام و نحس بودن بعضی روزها را به صورت اجمال پذیرفته است.

ادامه »

عقاید و افکار شیعیان زیدی

چکیده

قیام الحوثی‌ها(انصارالله) - از شیعیان زیدیة یمن- که برآمده از عقاید، افکار و آموزه‌های مذهبی آن‌هاست، مدتی است معادلات غرب آسیا را تحت شعاع خود قرار داده و نظر جهانیان را به خود معطوف کرده است. عوامل داخلی و خارجی در شکل‌گیری این جنبش بسیار مؤثر بوده؛ همین امر ما را بر آن داشت چیستی و تاریخ شکل‌گیری عقاید و افکار زیدیان یمن و جنبش انصارالله و دیگر عوامل آن را بررسی کنیم تا از این رهگذر به چرایی، حقیقت و ماهیت این قیام بیشتر پی ببریم.

نویسندگان:

حمیدرضا کردیی و محمود پاکیزه

فصلنامه فرهنگی بصیرتی تبلیغی پیام – شماره 115 – پاییز 1394.

برای مشاهده کامل مقاله اینجا کلیک کنید.

اشتراک گذاری این مطلب!

بیوگرافی شیطان

شیطان، نخستین کسى بود که بعضى کارها را مرتکب شد و پیش از او کسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند:

- اولین کسى که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت: من از آتشم و او از خاک در حالى که آتش از خاک بالاتر است .(1)
- اولین کسى که در پیشگاه با عظمت الهى تکبر نمود و به دستور خالق خود عمل نکرد.(2)
- اولین کسى که که معصیت و نافرمانى خدا را کرد و آشکارا با او مخالفت نمود.(3)
- اولین کسى که به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر کسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریک مى شود.(4)
- اولین کسى که که قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى کنم .(5)
-شیطان اولین کسى است که صورت هاى مجسمه و بت را ساخت
- اولین کسى که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال طول کشید.(6)
- اولین کسى که غنا و آواز خواند، همان زمانى که آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(7)
- اولین کسى که نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه کرد.

- اولین کسى که لواط کرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(8)
- اولین کسى که دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.
- اولین کسى که دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این که موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از بین ببرند.(8)
- اولین کسى که دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش کند.(9)

ادامه »
 
مهمان امام